اولین ملاقات با پئت: سه روز چشم انتظار بودیم تا پئت به راه بیافتد. من، فاطمه و کیمیا هر بار سر می‌زدیم که رودخانه جاری شده است یا نه؟ هر چند ممکن بود که پئت خشم بگیر و چند روزی راه‌مان هم قطع شود و در خانه حبس شویم اما آمدن‌اش را انتظار می‌کشیدیم. این همان لحظه جادویی است وقتی بعد از ۹ ماه، همسایه روان‌مان را دیدیم. پئت آمده بود و بر کناره آن آدم‌ها لبخند می‌زدند.

منتشر شده در اینستاگرام
Advertisements

بیان دیدگاه

دسته اینستاگرامی‌ها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s