قبل‌ها هم جایی گفتم که ما عطش آب داریم. زندگی در یک اقلیم خشک باعث شده با دیدن یک چاله آب هم هیجان‌زده شویم. چه برسد به حالا که همه آبگیرها و سدهای منطقه پر است و اسباب عیش و بهار خوش مهیا. این عکس را در سدخاکی #گزدان در نزدیکی #زینل‌آباد همسر گرانقدر گرفته است. عکس یک نکته دارد که باعث شد پایش به اینستاگرام کشیده شود. ایستاده غذا خوردن مادرم می‌تواند یک نکته باشد یا شق و رق بودن محمدرضا به عادت کارمندی. از غلامعباس دستی پیداست که نکته خاصی ندارد و پدر هم بی خیال عکس و مکث مشغول کار خود است. غیاب همسر گرامی به دلیل عکاسی و این که «دسته خویش‌انداز» از ماشین مرضیه وارد صحنه نشده است، نکته‌ی ماجرا نیست. خواهر در وسط عکس لبخند می‌زند و بی‌خیال مرتضی شده است که کودکانه در حال دنگ در آوردن است. کیمیا هم خندان است.به من و حافظ که برسید فیگور جدی گرفته‌ایم و اگر به پاچه بالازده من اشاره کنید کمی به نکته عکس نزدیک شده‌اید. نکته‌ی عکس، در سمت راست تصویر آرام بر آب شناور است. یک تنه نخل که به آن «مایی» می‌گوییم. مایی در نخلستان‌های پر از سیلاب تنها قایق موجود بود. در نخلستان (بس) پشت خانه هر وقت اجازه مایی‌سواری صادر می‌شد اوج آزادی بود. گاهی مایی چرخی می‌زد با کله می‌رفتیم داخل آب و گل و بعد ورود به خانه با لباس خیس از دریافت ویزای آمریکا در دوران ترامپ سخت‌تر بود. حالا اگر روی آن قسمت زوم کرده باشید بخشی از آن مایی وسوسه‌انگیز را می‌بنید و دلیل بالا رفتن پاچه را درک می‌کنید. وای اگر لباس زاپاسی بود و می‌شد دل به آب زد و غرق شد.

منتشر شده در اینستاگرام
Advertisements

بیان دیدگاه

دسته اینستاگرامی‌ها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s