‌ محمد خواجه‌پور دانش‌آموز کلاس دوم ابتدایی دبستان سلیمی گراش شوخی شوخی ۲۹ سال گذشت. تو بگو اصلا سی سال. شاید آن وقت‌ها یک سال خیلی بود اما حالا یک سال همین طور می‌گذرد و ۹۵ فرق زیادی با ۹۲ یا ۸۸ ندارد. درباره کلاس دوم می‌گفتم. از آن خرخوان‌های کلاس بودم. چند وقتی مبصر کلاس و بچه‌ها با گفتن «معلم کوچولو» احتمالا مسخره‌ام می‌کردند اما برای من یک جور تشویق بود. از آقای صداقت بعد از سی سال یک تصویر محو دارم آن سال‌ها هم کم مو بود و بعد بین روزها گمش کردم. اما چون به جای دفتر بچه‌ها را امضا می‌کردم تا چند سال امضایم «ص» صداقت بود. دوم دبستان الان چقدر دور است. سوم را جهشی خواندم و همه ان چیزی که در کلاس دوم بود، همه هم‌کلاسی‌ها جاماند. دستم به خاطره‌اش نمی‌رسد، تکرارشان نکرده‌ام و زیر غبار فراموشی گم شده. از آن فقط همین برگه لای یک آلبوم قدیمی به جا مانده است.

منتشر شده در اینستاگرام
Advertisements

بیان دیدگاه

دسته اینستاگرامی‌ها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s