بایگانی نویسنده: محمد خواجه‌پور

دربارهٔ محمد خواجه‌پور

متولد گراش نیستم. ولی از وقتی که دبیرستان را در شیراز می‌گذراندم من را به این نام شناخته‌اند. همه چیز می‌خوانم و می‌ترسم که روزی چیز تازه‌ای یاد نگیرم. به همراه دوستانم در شهرم گراش، هفته‌نامه گراش و سایت هفت‌برکه را منتشر می‌کنیم و من سردبیر آن هستم. البته کاری اصلی‌ام مدیریت داخلی در شرکت هرمز کامپیوتر و تدریس است. بعد از تجربه مهندسی عمران، گرافیک و ادبیات فارسی در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد مدیریت رسانه خواندم آن هم ناتمام ماند.

همین هفته قبل یک سالگی رفتن ما به خانه خودمان بود. این جاده که آدم را یاد فیلم‌های وسترن می‌اندازد مسیر هر روزه من برای رسیدن به خانه است.

منتشر شده در اینستاگرام

بیان دیدگاه

دسته اینستاگرامی‌ها

عکس با شورت ورزشی ندارم. عکس با شورت دارم البته، ولی شورت ورزشی نیست و شورت مامان‌دوز است. یعنی کلا ادعایی در سوابق ورزشی ندارم. سهم من از فوتبال یک پاکت تخمه است و کمی فحش خوردن که چرا خبر ما رو این‌طوری زدی خبر اون تیم را اون‌طوری. روی چمن فوتبال هم بازی نکردم و در این عکس یکی از معدود موقعیت‌های «محمد خوا‌جه‌پور در چمن» است. اینجا افتتاحیه مسابقات فوتبال گراش است که به دعوت مجید افشار در جمع فوتبالی‌ها هستم و به خوبی و خوشی در حال شروع شدن است و امیدوارم همین‌طور به همین خوشی هم به پایان برسد.

منتشر شده در اینستاگرام

بیان دیدگاه

دسته اینستاگرامی‌ها

‌ امشب با دوستان انجمن نمایش گراش به دیدن نمایش «قصه‌های در گوشی» از گروه نمایش صحنه اوز رفتیم. نمایش در حدی بالاتر از اجراهای منطقه روی صحنه رفت. همین ریسک اجرای یک تئاتر جدی قابل تقدیر است. متن البته مربوط به بیست سال پیش و نیاز بیشتری به بروزرسانی داشت. خرده داستان‌های مختلف وارد می‌شد و بعد بدون یک مضمون مشترک قطع می‌شد همین قطع شدن در پایان‌بندی هم وجود داشت. برداشت کارگردان از متن یک برداشت روانشناختی بود و به خاطر همین تاکید را بر روی بازیگر گذاشته بود ولی من دوست داشتم متن عمیق‌تر و دارای یک تم سیاسی، اخلاقی یا فلسفی بود. تم شنیدن و شنود تلفن‌های دیگران برای من یادآور فیلم ماندگار «زندگی دیگران» بود. دست گروه صحنه اوز درد نکند و منتظر کاری بعدی‌شان قرار است کاری از نیل سایمون باشد هستیم. اگر می‌خواهید این نمایش را ببینید دو شب دیگر در سالن کتابخانه اوز اجرا دارد. در عکس فاطمه لطافت و عبدالله ذهبی بازیگران و علیرضا خادمپور و به‌آذین کرامتی کارگردانان نمایش حضور دارند.

منتشر شده در اینستاگرام

بیان دیدگاه

دسته اینستاگرامی‌ها

‌ چند وقتی بود کتاب‌های چاپ جدید نخوانده بودم با لطف خانم حاجی‌زاده کتاب دکتر کاظمی به دستم رسید و هر از چند روزی چند صفحه‌ای می‌خوانم. از سال‌های وبلاگ‌نویسی پیگیر مطالعات عباس کاظمی بودم ویژگی کارهای او این است که هم به سراغ تئوری‌های تازه جامعه‌شناسی و‌مطالعات فرهنگی می‌رود و هم نوشته‌هایش پیاده‌سازی آن تئوری‌ها روی جامعه ایران است. بعد از پرسه‌زنی این‌بار به سراغ حیات اجتماعی اشیا رفته است. موضوعی خواندنی که اگر دوست داشتید هر از چندگاهی همزمان با خواندن کتاب در استوری بخش‌هایی از آن را به صورت گزیده بازتاب می‌دهم. امر روزمره در جامعهٔ پساانقلابی دکتر عباس کاظمی انتشارات فرهنگ جاوید چاپ اول و دوم ۱۳۹۵ قیمت: ۲۰ هزار تومان ۲۳۶ صفحه

منتشر شده در اینستاگرام

بیان دیدگاه

دسته اینستاگرامی‌ها

دوباره شب بیست و هفتم و افطاری حاج زینل

منتشر شده در اینستاگرام

بیان دیدگاه

دسته اینستاگرامی‌ها

بازی حساس ایران و ازبکستان را در سینما دیدیم. جمعیت کمتری از بازی‌های باشگاهی بود اما لذت جمعی دیدن بازی چیز دیگری است. هر چند مهندس‌ها عبداللهی و آرمان‌مهر با همه تلاش‌شان در تخمه شکاندن شکست سختی خوردند. ولی در هر حال موفقیت تیم ملی مهم‌تر است.😜 این عکس پایانی هم شادی مرتضی در پایان بازی است.

منتشر شده در اینستاگرام

بیان دیدگاه

دسته اینستاگرامی‌ها

یک روز تعطیل با آقا حافظ در اتاق کیمیا خانم و البته باقی قضایا که مشاهده می‌فرمایید.

منتشر شده در اینستاگرام

بیان دیدگاه

دسته اینستاگرامی‌ها