بایگانی دسته‌ها: رسانه

خواندن اشتباه یک تیتر بعد از ۲۷ سال

Keyhan

⛔️ متاسفانه تیتر یک روزنامه کیهان بعد از ارتحال امام(ره) یادگاری تلخی را به همراه داشت/ بعد از کلمه امام علامت تعجب آمده که درست نیست و باید به جای آن از علامت نقطه ویرگول استفاده می شد/ شاید الان اگر این علامت استفاده شود توهین باشد اما آن زمان این مورد دیده نشد/

این مطلب را کانال تلگرام آموزش خبرنگاری در نقد و تعریض به تیتر روزنامه کیهان بعد از رحلت امام منتشر کرده است؛ در حالی که تیتر کیهان در آن سال‌ها کاملا درست و منطبق بر اصول نگارشی است. واکاوی این سوء تعبیر می‌تواند نشان دهد که چگونه خوانش متن بدون توجه به بستر تاریخی آن می‌تواند ما را به اشتباه بیاندازد.

علامت تعجب به نشانه خطاب

علامت تعجب بیشتر برای احساسات و عواطف استفاده می‌شود. کابردهای متفاوت علامت تعجب را از کتاب «راهنمایی ویراستاری و درست‌نویسی» بخوانید. (+) یکی از کاربردهای علامت تعجب برای خطاب قرار دادن است که در بیشتر منابع به این مساله اشاره شده است.در تیتر کیهان نیز با توجه به مرگ رهبر انقلاب او با عبارت «ای امام! خداحافظ» مورد خطاب قرار گرفته است. روزنامه‌های کیهان و اطلاعات همواره به نگاه کلاسیک به شیوه نگارش معروف بودند و از این نظر صفحه‌آرا به درستی بعد از خطاب از علامت تعجب استفاده کرده است.

اما ۲۷ سال بعد و امروز برای خطاب مستقیم کمتر از علامت تعجب استفاده می‌شود. هر چند هنوز در بسیاری از متن‌ها به ویژه نمایشنامه‌ها این شیوه نگارش مرسوم و مورد استفاده است.در حال حاضر علامت تعجب در تیتر به عنوان کنایه، طنز و حتی متلک به کار می‌رود.نمی‌توان این خوانش امروزی از علامت تعجب در تیتر را برای خوانش تیتری در سال ۱۳۶۸ استفاده کرد. اگر این تیتر را در کنار روتیتر قرار دهیم گمان هرگونه شیطنت نیز از بین خواهد رفت.

متن در بستر زمان

«خوانش متن در بستر جدید» اشتباهی است که به وفور رخ می‌دهد. در ادبیات این گونه تفسیر و تاویل، بخشی از زیبایی متن است و مثلا هر بار خواندن حافظ در دوره تاریخی خاص و با شرایط آن دوران به زیبایی آن می‌افزاید.

در نگاهی تاریخی و منتقدانه که ادعای نویسنده است، باید توجه کرد که متن مورد نظر با چه استانداردهایی تدوین شده است. تیتر کیهان با استاندارهای نگارش رسانه‌ای سال ۱۳۶۸ تیتری محترمانه و احساسی در تحسین رهبر انقلاب است. اشتباه از ماست که با عدم شناخت تیتر را در بستر تیترهای وطن‌امروز و کیهان می‌خوانیم.

۲۷ سال و حداقل یک نسل این تفاوت‌ها را به وجود می‌آورد. در واقع مدیر کانال آموزش خبرنگاری کیهان سال ۶۸ را به زبان و ادبیات کیهان سال ۹۵ خوانده است.

بیان دیدگاه

دسته رسانه

چرا کسی تکذیب فاطمه آلیا را باور نکرد؟

نه تنها رسانه‌ها بلکه هر کدام از مردم معيارهای خاص خود را برای پذیرش یا عدم پذیرش یک خبر دارند. البته خیلی وقت‌ها این معیارها منطقی نیست. برخی شایعات را با معیار «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها» قبول می‌کنند و معیارگروه دیگر«تا با چشم خودم دیدم باور نمی‌کنم» است.

به خاطر همین امر اقناع مخاطبان یکی از کارهای اصلی رسانه‌ها است که دارای شیوه‌های گوناگونی است. بهانه این نوشته قضیه خانم آلیا و والیبال است.

سایت پیام نو برای بررسی نظرات فراکسیون زنان مجلس در مورد حضور زنان برای تماشای بازی‌های والیبال با زنان نماینده مجلس گفتگو کرد. (پیام نو) از شش نماینده پنج نفر با حضور زنان مخالفت کردند. خبر به شبکه‌های اجتماعی رفت و از میان اظهار نظرها گفته فاطمه آلیا به تدریج برجسته شد. «کار زن بچه دار شدن و تربیت فرزند و شوهرداری است نه دیدن مسابقه والیبال. یک عده ای می خواهند هر طور شده به زن نقش هایی بدهند که مخالف با وظایف شرعی است.» صراحت این اظهار نظر باعث شد که به سرعت اظهارات مخالفت آن شکل بگیرد و کار به تمسخر و توهین نیز برسد. امری که در شبکه‌های اجتماعی مجازی کم و بیش اتفاق می‌افتد.

دو روز بعد سایت خبری مجلس تکذیبه خانم آلیا را منتشر کرد. « بنده در روزهای اخیر هیچ گونه مصاحبه و اظهار نظری با هیچ یک از رسانه ها اعم از سایت های خبری و روزنامه ها نداشته ام و مطلب ذکر شده ساخته و پرداخته سناریوسازان و حاشیه پردازان رسانه ای در جهت تخریب نمایندگان مجلس نهم بوده است و حق اینجانب برای شکایت از رسانه هایی که این مصاحبه دروغین را منتشر کردند، محفوظ است.» (سایت خانه ملت) اما این تکذبیه تاثیری چندانی نداشت. حتی بسیاری از مخاطبان آن را باور نکردند.

خانم آلیا اگر در تکذبیه جدی بود باید به تاثیر آن بر مخاطبان توجه می‌کرد و سعی می‌کرد آن‌ها را برای «دروغ بودن» مصاحبه اقناع کند.

الف. خانم آلیا در این تکذبیه نظر صحیح و درست خود را در مورد «حضور زنان در ورزشگاه» نمی‌گوید و تنها می‌گوید مصاحبه نکرده است. حساسیت مخاطبان در مورد دروغ یا درستی مصاحبه نبوده بلکه در مورد حرف مطرح شده در آن بود.

ب. سرعت اطلاع‌رسانی و جوسازی در شبکه‌های اجتماعی بسیار بالا است. تکذبیه ۴۸ ساعت بعد از انتشار مصاحبه منتشر شده است که بسیار از تاثیر آن می‌کاهد.

پ. با یک جستجو در گوگل مشخص می‌شود (+) خانم آلیا پیش از این نیز سابقه تکذیب اظهارات منتسب به خود را داشته است. به خاطر همین باید در ارتباط رسانه‌ها حساسیت‌های عمومی را شناخته باشد.

ت. منبع اصلی و منتشرکننده خبر اصلی مشخص است اما در تکذبیه بدون اشاره به منبع اصلی تمامی منتشرکنندکان را تهدید به شکایت می‌کند. اینشکل برخورد بیش از آن که حقوقی باشد نشانه یک تهدید توخالی است.

این موارد باعث می‌شود که مخاطب به جای باور کردن تکذبیه نماینده مجلس به این نتیجه برسد با افزایش فشارها افکار عمومی این نماینده تصمیم گرفته است اظهارات خود را کاملا تکذیب کند. شاید در اینجا وظیفه یک روابط عمومی خوب است که بتواند در یک جوابیه ضمن بیان واقعیت، مخاطبان را نیز قانع کند که آن چه می‌گوید واقعیت است.

Aliya

 

 

2 دیدگاه

دسته رسانه

Newsroom: چهره جذاب خبرنگاری

شاید سریال‌های دیگر را بشود به سبک سریال‌بینی ایرانی روی هم تلنبار کرد و دید ولی اتاق خبر (IMDB) مثل خبر است باید قبل از سرد شدن و آغاز فصل دوم آن را ببنید. کار سختی نیست. هم می‌توانید یک شب از ساعت هشت شب تا هشت صبح آن را ببنید هم این که مثل من دو شب در دو پنج ساعت سریال را به ته برسانید.

چه کسانی نبینند؟

سریال برای کسانی که اخبار روز را دنبال نمی‌کنند جذابیت کمتری دارد. نقطه قوت سریال در داستانی کردن جریان‌های خبری است. خبرهایی که شاید از کنار آن گذشته باشیم. بستر اصلی داستان خبرهای مهم سال گذشته همانند فاجعه فوکوشیما، بحران نفتی خلیج مکزیک، انتخابات کنگره و ریاست جمهوری آمریکا است اما در کنار بستر اصلی روابط کاری و شخصی شخصیت‌های اصلی داستان نیز به جلو بردن داستان کمک می‌کند.

برای دانشجویان رسانه و ارتبطات دیدن سریال واجب است. روش تبدیل ایده‌ها به محصولات رسانه‌ای، فراتر رفتن از هنجارهای تثبیت‌شده رسانه‌ای، اخلاق حرفه‌ای و رسانه‌ای از مهمترین مضامین سریال است که با طرح سوال‌های پایه‌ای در مورد نقش و تاثیر رسانه‌ها در جامعه همراه می‌شود.

اتاق خبر

اتاق خبر

 کارگردان

سریال در بخش بهترین سریال درام و بهترین بازیگر مرد نامزد گلدن گلوب است و اگر برنده شود معروف‌تر خواهد شد. آرون سورکین کارگردان و نویسنده سریال سال ۲۰۱۰ به خاطر نویسندگی فیلم شبکه اجتماعی برنده جایزه اسکار شد. همان ریتم تند و کوبنده شبکه اجتماعی در اتاق خبر نیز دیده می‌شود. می‌توان گفت تخصص سورکین ایجاد هیجان و درام از موضوعاتی است که شاید در نگاه اول پیش پا افتاده به نظر برسد. در مانی‌بال نیز او درامی ساخت که حتی برای کسی که با بیس‌بال نیز آشنایی نداشت جذاب بود.

2 دیدگاه

دسته فیلم, رسانه

تاریخ، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و رسانه کنار هم

اول واقعیت‌اش را بخواهید خیلی وقت است کتاب درست و حسابی نخوانده‌ام. البته این را با شرمندگی و توجیهات اضافی باید عرض کنم. دوم قضیه صفحه‌آرایی نشریه برای من مثل شب امتحان است که وقت نوبت صفحه‌آرایی برسد تمام کارهای نکرده و علاقه‌مندی‌های ناچشیده عود می‌کند. از دیدن فوتبال تا فعال شدن در شبکه‌های اجتماعی و گیم بازی کردن.

امشب که نوبت به صفحه‌آرایی شماره هشتم افسانه گراش رسیده بود لینک کتاب تاریخ اجتماعی رسانه‌ها؛ از گوتنبرگ تا اینترنت را دیدم که تازه منتشر شده است. مدرسه همشهری لینک بخش درآمد را گذاشته بود. با جور بودن شرایط درآمد کتاب را خواندم و اگر کتاب در دسترس بود به سبک شب امتحانی دو سه فصل اول را می‌خواندم.

کتاب چندین بخش از علاقه‌مندی‌های من را پوشش می‌داد. تاریخی بودن متن آن را شیرین کرده بود. جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی به آن دیدگاه داده بود و موضوع رسانه هم آن را تخصصی و به درد بخور کرده بود. برخی از ایده‌ها و روش‌های مطرح شده بارها ذهنم را درگیر کرده بود.

کتاب در بررسی تاثیر رسانه‌های دید تطبیقی دارد. سعی می‌کند وضعیت‌ها پیش آمده را یک وضعیت نوظهور و خاص نبیند و آن را با موارد مشابه در گذشته زندگی اجتماعی مقایسه کند. همین مساله دیدگاه انقلابی و برشی را کاهش داده است. هر تحولی به صورت تدریجی و با پرداختن به ریشه‌های آن دیده شده است و به این شکل هیجان‌زدگی از ورود فن‌آوری‌های جدید به خوبی نقد شده است.

یکی از تاکیدهای من همیشه این بوده که ما در وضعیت خاصی نسبت به گذشته بشری نیستیم یک نقطه از سیر تحولات مداوام هستیم. کتاب سعی دارد تحولات متداوم را رصد کند و از نگاه مقطعی دوری کند. دیدگاهی دیگر که کتاب پسندیدم به نگاهی انتقادی به مفاهیمی همواره مثبت همانند سواد و پیشرفت بود که می‌تواند در درک دید ما نسبت به دیگران کمک کند.

امشب با خواندن این مقدمه گذاشت تا برسیم به شبی که کتاب «تاریخ اجتماعی رسانه‌ها؛ از گوتنبرگ تا اینترنت» را بخوانم. شبی که شاید هیچ وقت نرسد. مثل همه وعده‌های شب امتحان

HamshahriPublications-ASocialHistoryOfTheMedia-ch1[1]

۱ دیدگاه

دسته کتاب, رسانه

بی‌مفهوم شدن رسانه سرد و گرم در زیست رسانه‌ای جدید

در ارتباطات یک تقسیم‌بندی به نام رسانه سرد و رسانه گرم وجود دارد. در رسانه‌های سرد تمام توجه مخاطب باید به رسانه باشد ولی در رسانه گرم، مخاطب می‌تواند کار خودش را بکند. این تعریف مربوط به کاربران رسانه در قرن بیستم است. اما نسل جدید که با حالت چند وظیفه‌ای Multitask رشد کرده است همین توانایی را در کار با رسانه نیز دارد.

در زمان دیدن یک مسابقه فوتبال شما ممکن است با پیامک با دوستان خود کری بخوانید حتی ممکن است در سینما (سردترین رسانه نسل قبل) نظرتان درباره فیلم یا بازیگران را تویت کنید. بر خلاف کاربران رسانه‌های پیشین در رسانه‌های نوین گرفتن اطلاعات از چند منبع یک نیاز ضروری است. در کنار دریافت، کاربران جدید نیاز دارند که اطلاعات دریافتی را بازنشر کنند و در موقعیت اجتماعی قرار بگیرند.

در زیست رسانه‌ای جدید کاربران باید بتوانند به چندین کانال رسانه‌ای برای دریافت و بازنشر دسترسی داشته باشند تا بتوانند از یک محصول رسانه‌ای به صورت اجتماعی لذت ببرند. در این حالت سخن گفتن از رسانه سرد و گرم دیگر موضوعیتی ندارد و شاید اصطلاح آش رسانه‌ای گویاتر باشد. رسانه‌ای موفق‌تر است که ترکیب مناسب‌تری از کانال‌های ارتباطی را در اختیار مخاطب قرار دهد تا او به لذت اجتماعی استفاده از رسانه نیز برسد.

این گونه ابزارهای رسانه‌ای در مرحله اولیه هستند و گجت‌هایی همانند تلویزیون‌های تعاملی سعی در پوشش زیست رسانه‌ای به این شکل دارند تا زمانی که ابزارهای رسانه‌ای مناسب تولید شود خود کاربران زمانی که روبه‌روی تلویزیون نشسته‌اند با موبایل خود تویت می‌کنند و با تبلت در فیس‌بوک و گوگل پلاس می‌پلکند.

در جاهایی مثل ایران که از روند تغییرات فن‌آوری کمی عقب هستیم زیست رسانه‌ای جدیدی کمی سخت است. اما تجربه‌هایی همانند پوشش مراسم اسکار نشان می‌دهد که خیلی‌ها در ایران دارند در دنیای جدید زندگی می‌کنند حتی به سختی.

خودنوشت: چون مراسم اسکار به وقت ایران در زمان فجر صادق اتفاق می‌افتاد امکان این وجود نداشت که برای دیدن آن از ماهواره همسایه استفاده کنیم. ایده «آش رسانه‌ای» در هر صورت متعلق به همسایه و متعلقات‌اش است.

5 دیدگاه

دسته رسانه

روستاییان کجا رفته‌اند؟

این خبر را بخوانید: » سرعت سقوط جمعیت روستایی ایران در5 سال 3 برابر شد!» این گونه تغییر شدید در نسبت جمعیتی در طی پنج سال می‌تواند تبعات زیادی را به همراه داشته باشد و اگر این گونه باشد باید کل برنامه‌ریزی‌ها توسعه ملی را بازنگری کرد. اما این اعداد چه می‌گویند؟

متغییرها در آمار بر اساس تعریف خود شمرده یا محاسبه می‌شوند و یکی از نخستین گام‌ها در آمارگیری تعریف هر کدام از متغییرها و مقادیر است. مثلاً برای وضعیت تاهل می‌توانیم بگوییم. «مجرد و متاهل» یا می‌توانیم بگوییم. «مجرد، متاهل، بیوه، مطلقه» و البته باید تعیین کنیم زوج عقد کرده که ازدواج خود را ثبت نکرده‌اند در چه دسته‌ای قرار می‌گیرد.

آمارهای متضاد ضریب نفوذ اینترنت و تعداد کاربران اینترنت در ایران هر چند یک بار منتشر می‌شود. این اختلاف‌ها دلیلی جز تعاریف متفاوت «کاربر اینترنت» ندارد. ضریب نفوذ اینترنت در ایران 11 درصد است یا 34 و نه دهم؛ تا تعیین نکنیم برای ما چه کسی کاربر اینترنت است نمی‌توانیم بگوییم چند نفر یا چند درصد افراد از اینترنت استفاده می‌کنند.

برگردیم به آمار سقوط جمعیت روستایی ایران، ساده‌ترین نتیجه گیری این است که روستاییان از روستا به شهر آمده‌اند. با این نتیجه گیری مهاجرت به شهرها باید در اولویت برنامه‌ریزی‌های ملی قرار گیرد. اما اتفاق اصلی در این آمار مهاجرت نیست. بلکه مصوبه دیگری بخشی از این تغییر آماری را به وجود آورده است. شرط تبدیل یک روستا به شهر تا سال 1388 جمعیت پنج هزار نفری بوده است اما از این سال با یک مصوبه دولت روستاها با جمعیت 3500 نفر نیز شهر خواهند شد. نتایج آمار سال 1385 نشان می‌دهد که 21 درصد جمعیت در روستاهایی با جمعیت بیش از 2500 مفر زندگی می‌کنند. و روزنامه ی ملت ما می‌نویسد این مصوبه می‌تواند 490 شهر جدید ایجاد کند. در نتیجه چیزی نزدیک به دو میلیون از جمعیت روستایی که در سال 1385 بیش از 22 میلیون بوده است کاسته و اسماً آن‌ها را شهرنشین می‌کند. (البته فرآیند شهر شدن همه این روستاها انجام نشده و مشخص نیست دقیقاً در طی این مدت چه تعداد روستا تبدیل به شهر شده‌اند)

توجه به همین یک رقم می‌تواند کل وضعیت را تغییر دهد. شاید در اینجا مساله ما عوض شود. یعنی به جای این که معضل اصلی ما مهاجرت باشد و به سمت شهرهای بزرگ توجه کنیم. باید نگاه خود را به سمت روستاهای تازه شهر شده و شهرهای کوچک برگردیم و مشکلات تغییر شیوه زندگی آن‌ها را ببنیم.

از دیگر جاهایی که این تغییر تعاریف آماری خیلی دیده می‌شود در آمار بیکاری است. مساله‌ای که در انتخابات سال 1388 نیز بسیار بحث‌برانگیز شد. بدون توجه به تغییری که در تعریف بیکاری به وجود آمده است نمی‌توان دو عددی که دو چیز متفاوت را نشان می‌دهند با یکدیگر مقایسه کرد.

بیان دیدگاه

دسته رسانه

شما فقط پنج درصد شانس دارید که معتاد گودر نشوِید

چیزهایی که شاید درباره‌ی گوگل ریدر بخواهید بدانید-1

56 درصد از کاربران ایرانی گودر معتقدند به این شبکه اجتماعی زیاد یا کاملاً معتاد شده‌اند. تنها 5 درصد از کاربران می‌گویند اصلاً به گوگل‌ریدر معتاد نیستند.

گودری‌های به طور میانگین روزانه سه ساعت و سی و هفت دقیقه از گوگل‌ریدر استفاده می‌کنند. اگر شما کاربر گوگل‌ریدر هستید روزانه بیش از یک ساعت از اینترنت استفاده می‌کنید و میانگین مضرف روزانه اینترنت‌تان هشت ساعت و نیم است. حتی ممکن است تا 16 ساعت نیز آن‌لاین باشید و البته 62 درصد از زمانی که آن‌لاین هستید در گوگل‌ریدر نیز حضور دارید.

منبع: پرسش‌نامه‌ی ویژگی‌های مخاطبان در شبکه‌های اجتماعی/ مطالعه موردی: گوگل ریدر

۱ دیدگاه

دسته رسانه