بایگانی دسته‌ها: فیلم

House of Cards: بازی‌های سیاست در خانه پوشالی

House of Cards نمونه کامل درام‌های سیاسی است. این چند وقت گذر من بیشتر به درام‌های سیاسی افتاده  و بیشتر آن‌ها به خاطر طرح و توطئه‌های قوی جذابیت داشته است.عکس

عوامل مختلفی می‌تواند شما را تشویق به دیدن خانه پوشالی کند. بازی کوین اسپیسی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی دیوید فنیچر، علاقه‌مندی به سریال homeland ، نحوه پخش سریال که یک‌باره است، توصیه چند تا وبلاگ‌نویس‌ها مثل بهمن‌آقا و یا به یاد داشتن نسخه همنام انگلیسی آن که روزگاری از تلویزیون پخش می‌شد.

سریال داستان قدرت‌طلبی‌های یک نماینده مجلس نمایندگان است و البته نقبی به ساختار قدرت در لایه‌های بالای حکومت ایالات متحده.  نقش رسانه‌ها و لابی‌های اقتصادی نیز مکمل داستان اصلی است. دراماتیزه کرده اینچنین داستانی و جمع و جور کردن آن کار سختی است که به نظر من نویسندگان فیلمنامه از پس آن بر آمده‌اند. 

توجه خاص به درام‌های سیاسی در چند سال اخیر نیازمند تحلیلی عمیق‌تر و جداگانه است به نظر می‌رسد آنقدر بازی سیاست پیچیده شده است که رو کردن این سطح از بازی دیگر اشکالی ایجاد نمی‌کند.

دیالوگ‌های رو به دوربین کویین اسپیسی (فرانسیس آندرود) شاخصه فرمی سریال است. این فرم به نوعی همذا‌ت‌پنداری مخاطبان و روحیه جاه‌طلبی آن‌ها را برمی‌انگیزاند. بازی در حدی است که با توجه به علاقه داوران جشنواره‌های داخلی آمریکا می‌تواند در بخش جوایز تلویزیونی همانند گولدن‌گلاب شانس فراوانی داشته باشد. البته اگر با توجه به نحوه پخش سریال بتوان آن را در گولدن‌گلاب دید.

برای من جالب بود که سریال را شبکه نت‌فلیکس پخش کرده است. این سریال با سبک جدید فیلم‌بینی دوران وب هماهنگ است. کل سریال در تاریخ اول فوریه ۲۰۱۳ روی شبکه قرار گرفت و اگر کسی خواست می‌تواند آن را یک کله ببیند نصف روز که بیشتر وقت نمی‌گیرد! فصل دوم سریال برای سال ۲۰۱۴ برنامه‌ریزی شده است اما معلوم نیست چه تاریخی.

سریال House of Cards تا اینجای کار از کاربران IMDB امتیاز ۸.۹ را گرفته است. 

House of Cards  را می‌توانید از آریاموی مستقیم دانلود کنید. (+) حجم ۱۳ قسمت فصل اول آن حدود ۲.۴ گیگابایت است. 

این همه صفحه سریال در فیس‌بوک (House of Cards

ژانر : درام
کارگردان : دیوید فینچر
سال تولید : ۲۰۱۳

زبان : انگلیسی

زمان : میانگین هر قسمت ۶۰ دقیقه
امتیاز : ۸٫۹/۱۰
برخی از بازیگران:
Kevin Spacey – Michael Gill -Robin Wright – Michael Kelly-Kristen Connolly- Corey Stoll-Sakina Jaffrey- Larry Pine-Nathan Darrow
عکس

2 دیدگاه

دسته فیلم

Intouchables : یک فیلم خوب و روان

همان‌قدر که توقع داشتم خوب بود. وقتی از یک فیلم تعریف شده توقع آدم بالا می‌رود و بعد لذت بردن از آن سخت می‌شود.

طردشدگان نام فیلم است. من به اشتباه فکر می‌کردم Intouchables به معنی لمس نشده و غیر قابل حس است. فیلم داستان نزدیک شدن و دوستی دو آدم متفاوت با یکدیگر است. شکل‌گیری رابطه و نوع رابطه خیلی خوب در فیلم پرداخت شده است اما نقطه قوت فیلم بالانس آن است. شوخی و احساسات در آن به هم آمیخته شده. فیلمی در مورد یک آدم نود درصد معلول باید خیلی مواظب باشد که در دام اشک و آه نیافتد.

گفتم اگر درباره‌اش ننویسم مثل چند فیلم خوبی که این چند وقت به سختی فرصت کردم ببینم فراموش می‌شود. مجموعه نفدهای مثبت و منفی درباره فیلم را در سایت نقد فارسی بخوانید.

The Intouchables (2011)

intouchable-mahvqv

 

2 دیدگاه

دسته فیلم

Newsroom: چهره جذاب خبرنگاری

شاید سریال‌های دیگر را بشود به سبک سریال‌بینی ایرانی روی هم تلنبار کرد و دید ولی اتاق خبر (IMDB) مثل خبر است باید قبل از سرد شدن و آغاز فصل دوم آن را ببنید. کار سختی نیست. هم می‌توانید یک شب از ساعت هشت شب تا هشت صبح آن را ببنید هم این که مثل من دو شب در دو پنج ساعت سریال را به ته برسانید.

چه کسانی نبینند؟

سریال برای کسانی که اخبار روز را دنبال نمی‌کنند جذابیت کمتری دارد. نقطه قوت سریال در داستانی کردن جریان‌های خبری است. خبرهایی که شاید از کنار آن گذشته باشیم. بستر اصلی داستان خبرهای مهم سال گذشته همانند فاجعه فوکوشیما، بحران نفتی خلیج مکزیک، انتخابات کنگره و ریاست جمهوری آمریکا است اما در کنار بستر اصلی روابط کاری و شخصی شخصیت‌های اصلی داستان نیز به جلو بردن داستان کمک می‌کند.

برای دانشجویان رسانه و ارتبطات دیدن سریال واجب است. روش تبدیل ایده‌ها به محصولات رسانه‌ای، فراتر رفتن از هنجارهای تثبیت‌شده رسانه‌ای، اخلاق حرفه‌ای و رسانه‌ای از مهمترین مضامین سریال است که با طرح سوال‌های پایه‌ای در مورد نقش و تاثیر رسانه‌ها در جامعه همراه می‌شود.

اتاق خبر

اتاق خبر

 کارگردان

سریال در بخش بهترین سریال درام و بهترین بازیگر مرد نامزد گلدن گلوب است و اگر برنده شود معروف‌تر خواهد شد. آرون سورکین کارگردان و نویسنده سریال سال ۲۰۱۰ به خاطر نویسندگی فیلم شبکه اجتماعی برنده جایزه اسکار شد. همان ریتم تند و کوبنده شبکه اجتماعی در اتاق خبر نیز دیده می‌شود. می‌توان گفت تخصص سورکین ایجاد هیجان و درام از موضوعاتی است که شاید در نگاه اول پیش پا افتاده به نظر برسد. در مانی‌بال نیز او درامی ساخت که حتی برای کسی که با بیس‌بال نیز آشنایی نداشت جذاب بود.

2 دیدگاه

دسته فیلم, رسانه

درخشش واقعیت

واقعیت گاهی آنچنان سنگین است که تحمل آن غیر ممکن می‌شود. به خاطر همین کاپولا داستان را ذره ذره برای ما باز می‌کند. هرکسی با توجه به شم داستانی خود در مرحله‌ای از فیلم به راز مهیب خانواده پی می‌برد. اول از کشف خود شعف می‌کند و بعد از خود می‌پرسد آیا اگر این‌چنین رازی باشد من تحمل‌اش را دارم؟

ساختن فیلم تازه برای سازنده پدرخوانده کار سختی است. او یازده سال سینما را رها کرد و در وسوسه بازگشت نیز همه در فیلم‌های او به دنبال نشان‌های پدرخوانده می‌کردند. در اینجا نیز خانواده و ریاست بر آن یکی از محورهای فیلم است. پدرخوانده در اینجا به جای حفظ خانواده به دنبال حفظ خود است و به همین خاطر خانواده ویران می‌شود. تنها با مرگ اوست که می‌شود امیدوار بود خانواده دوباره شکل بگیرد. پدر می‌گوید که هر خانواده تنها ظرفیت یک نابغه را دارد.


 

دیدگاه اسطوره‌ای

هر بیینده‌ای با کمترین آشنایی با ادبیات و اسطوره نیز می‌تواند جنبه‌های ادیپی داستان را درک کند. کشمکش بین پدر و پسر برای رسیدن به عشق و جدال بی‌پایان آن‌ها مایه درام و کنش فیلم است.

در اسطوره‌های غربی یکی از تم‌های مطرح «پدرکشی» است. اما در اسطوره‌های شرقی «پسرکشی» تم غالب است. در اینجا با وضعیتی در جدال روبه‌رو هستیم که در رقابت پدر و پسر به ظاهر پدر برنده است اما سرانجام این پسر است که می‌تواند بر پدر و سایه‌اش پیروز شود. به خاطر همین این داستان همچنان پایبند فرهنگ غربی است و با آن به جدال بر نمی‌خیزد.

اما جان‌مایه فیلم در نمای پایانی آن است جایی که بنی به چراغ‌های خودروها خیره می‌شود و تترو به او می‌گوید که نمی‌تواند به روشنایی خیره می‌شود. روشنایی «حقیقت» است که متکثر و به صورت لحظه‌ای می‌شود گاهی آن را ببنیم و درک می‌کنیم. اما هیچ وقت نمی‌شود به آن خیره شد. در برابر حقیقیت و واقعیت مجبوریم روی برگردانیم و در حالی که سنگینی نگاه آن را بر پشت خود احساس می‌کنیم به زندگی ادامه بدهیم. خانواده باید پناهگاهی باشد که ما را تحمل واقعیت یاری کند گاهی به پوشاندن آن و گاهی با نمایاندن بی‌پرده‌ی آن.

بیشتر بخوانید:

کاپولا درباره ارتباط زندگی خودش و داستان تترو می‌گوید.

یادداشتی در جام‌جم آن‌لاین که بیشتر مرور داستان فیلم است.

 

 

Tetro (2009)

تترو

کارگردان، تهیه‌کننده: فرانسیس فورد کاپولا

بازیگران:

وینسنت گالو………..تترو

آلدن الرینچ………..بنی

مریبل ورد………….ماندا

کارمن مارا…………مربی

کلاوس ماریا براندور…..کارلو

بیان دیدگاه

دسته فیلم

دردناکی فکر

«پی» درباره‌ دانایی است و البته بیش و پیش از آن «فکر کردن». «پی» درباره درد فکر کردن است. خیلی وقت‌ها خودم هم گرفتار همین درد شده‌ام (البته نه شدت «کوهن» در «پی») این که می‌خواهم جلو مغزم، جلوی تحلیل موضوع را بگیریم اما ذهن همین‌طور برای خودش راه خودش را می‌رود. گاهی این دردی که ذهن است بروز فیزیولوژیک هم پیدا می‌کند. اما آن دردی که درون ست همچنان شدیدتر است. «پی» درباره همین است.

دارن آرنوفسکی Darren Aronofsky کارگردان فیلم یکی از آن فیلمسازان خاص است. کمتر فیلمسازی را می‌شناسم که فیلم‌های او در یک نگاه قابل تشخیص باشد. «پی» (1998) اولین فیلم اوست. قبل‌تر فیلم‌های متاخر او یعنی «مرثیه‌ای برای یک رویا» (2000) و «کشتی‌گیر» (2008) را دیده بودم. «سرچشمه» دیگر فیلم‌اش را گذاشته‌ام ببینیم و منتظر هستم فیلم آخرش «قوی سیاه» هم بیاید.

در این سه فیلم او درد کشیدن را به خوبی می‌شد حس کرد. این فیلم‌ها قصه‌ی درد کشیدن نیست بلکه نشان دادن «درد» است و همراه شدن با آن. سبک خاص آرنوفسکی در نمایش تنش روح و جسم در دهه اخیر مورد استفاده برخی کارگردانان دیگر نیز قرار گرفت. نماهایی بسیار بسیار نزدیک. تصاویر با کیفیت پایین و برش‌های چند ثانیه‌ای برای ایجاد ریتم پر تنش. کنتراست بالای تصاویر در «پی» به دلیل سیاه و سفید بودن فیلم بارازتر است که در «مرثیه‌ای برای یک رویا» و «گشتی‌گیر» به رنگ‌های تند و گرم تبدیل می‌شود.

موسیقی عنصر دیگر این فیلم‌ها است که دارای ضرباهنگی نوسانی بین تفکر و هیجان است. معمولاً برای ما ریتم تفکر یک ریتم خطی و آرام است اما فکر و ذهن در موسیقی این فیلم‌ها دارای ضرباهنگ ساده ولی پرنوسانی است به همین علت بارها در کلیپ‌ها و تیتراژها از موسیقی «پی» و «مرثیه….» استفاده شده است.

برای من دیدن پی یک تجربه خاص در درک آدم‌ها بود و این که تکنیک چطور از طرح جلو می‌زند.

p

(پی)

کارگردان: دارن آرنوفسکی

بازیگران:

شان گیولت در نقش ماکسیمیلیان کوهن، نابغه ریاضی

مارک مارگولیس در نقش سل رابسون، مربی ماکس

بن شنکمن در نقش لنی میر

پاملا هارت در نقش مارسی داوسن

موسیقی: Clint Mansell

تولید 1998- سیاه و سفید

پیش‌نهاد: فقط اگر علاقه‌مند فیلم‌های خاص هستید، ببنید.

8 دیدگاه

دسته فیلم

آوارگی روح و تن

سولیست درباره‌ی آوارگی است. آوارگی روح و تن. این کوتاه‌ترین خلاصه‌ای است که درباره فیلمی که ناامیدکننده نیست می‌شود نوشت.

هر کسی فیلم را با توجه به پیش‌زمینه‌ها و نیازهای خود می‌بیند. سولیست برای من مساله‌ی چگونگی و میزان نزدیکی به سوژه در کار روزنامه‌نگاری بود. به خاطر همین بیش از روح آواره‌ی ناتانیل همراه شوم با دغدغه‌های لوپز دلشوره می‌گرفتم. شاید از نظر شخصی چیزی که برای من جالب بود «پرداختن به قصه‌ی آدم‌ها» چیزی که مهمترین عاملی است که به خاطر آن روزنامه‌نگاری را دوست دارم.

فیلم در آغاز درباره‌ی موسیقی است و بعد می‌چرخد به سمت آدم‌ها و رابطه‌ی آن‌ها فیلمی که درباره موسیقی باشد چاره‌ای ندارد جز این که در همه چیز به دنبال ریتم و هارمونی باشد. فکر می‌کنم سولیست در چندین سکانس توانسته است با حرکات دوربین، موسیقی را تصویری کند.

«جو رایت» کارگردان فیلم غافلگیرکننده‌ی تاوان Atonement است. به خاطر سابقه‌ی خوب کارگردان در آن فیلم هم می‌شود با اولین تجربه‌ي هالیوودی او کنار آمد.

+ معرفی دیگری درباره‌ی سولیست


The Soloist

تک‌نواز

سال اکران: 2009

کارگردان: جو رایت

بازیگران: جیمی فاکس در نقش ناتانیل؛ رابرت داونی جونیور در نقش استیو لوپز؛ کاترین کنز در نقش ماری وستون

نویسنده: استیو لوپز (ستون‌نویس لس‌انجلس تایمز)

پیش‌نهاد: ببنید و گوش کنید.

بیان دیدگاه

دسته فیلم

ایرانی‌ها در هالیوود

Crossing Over از همان اسم‌اش من را به یاد Crash انداخت. فیلمی که در سال 2004 سه اسکار را برد ولی این فیلم نتوانست آن موفقیت‌ها را تکرار کند. شاید ساختار و و موضوع فیلم بعد از شش سال کمی دست‌مالی شده است.


فیلم‌هایی که به چندفرهنگی، تضادها یا تداخل فرهنگ‌ها توجه دارند این سال‌ها در سینمای آمریکایی افزایش یافته است. شاید آمریکایی به دنبال استفاده از تجربیات چند فرهنگی کانادایی‌های باشند. اما هنوز نگاه از بالا به موضوع وجود دارد. در همین فیلم زن وکیل مهاجرت در دفاع از موکل‌اش می‌گوید: «شما می‌خواهید او را به یک کشور جهان سوم بفرستید و زندگی او را نابود کنید؟» همچنان آمریکا تقریباً بهشتی (نه مثل قبل بهشت کامل) که همه در آرزوی آن هستند. شباهت دو فیلم که گفتم در این نیز است که هر دو اسم‌های انتخاب شده در کنار ویژگی برخورد و تنش، به خیابان و عبور مرتبط است در حالی اگر قرار بود فیلمی درباره وطن ساخته شود در حالت عادی نامی مرتبط با خانه و این جور چیزها به ذهن می‌آید.

نکته‌ای که برای من در فیلم‌هایی که به مسائل بین‌فرهنگی می‌پردازند جالب است نمونه‌هایی است که انتخاب می‌شود. در «تقاطع» داستان‌های اصلی مربوط به ایران، مسلمانان و مکزیکی‌هاست در حاشیه نمونه‌های آفریقا، کره و استرالیا قرار دارد. هر چند در این نمونه‌ها سعی می‌شود تعادل حفظ شود اما مثلاً برجسته شدن ایران در فیلم‌های سال‌های اخیر نشان می‌دهد که موضوع برای خود آمریکایی‌ها نیز اهمیت پیدا کرده است و دغدغه‌هایی خاص در شناخت کشور ما وجود دارد. البته این مساله داخل آمریکایی هم است.

برای ما این که دیالوگ‌های فارسی را در یک فیلم هالیوودی ببنیم به هر شکل جذاب است شاید حتی به آن افتخار کنند اما شاید این چیزی شبیه به زنگ خطر هم باشد.

درباره اسم فیلم مسعود بهتر می‌تواند بگوید. معنای کلمه به کلمه می‌شود «بالای تقاطع» ، که «گذشتن»، «بیش از عبور» و «عبور از مرز» هم ترجمه کرده‌اند. اما مثل این که Crossing Overیک لغت خاص در ژنتیک به معنی تبادل ژنی هم است و در هنر هم معنی جذب مخاطب بیشتر را می‌دهد. فیلم تقریباً همه این معنی‌ها را بر دوش می‌کشد.

Crossing Over

سبک فیلم Drama

سازنده Michael Beugg

کارگردان Wayne Kramer

نویسنده Wayne Kramer

بازیگران Harrison Ford ,Max Brogan

Ray Liotta ,Cole Frankel

Ashley Judd ,Denise Frankel

تاریخ نمایش 2/27/2009

درجه بندی فیلم R

پیش‌نهاد: ببنید ولی توقع زیادی نداشته باشید.

۱ دیدگاه

دسته فیلم