بایگانی دسته‌ها: لار

فردا گراش تعطیل است

در واکنش به جدی شدن شایعه‌ی پیوستن اوز و بیرم به لار، فردا شهر گراش تعطیل خواهد بود.

روز دوشنبه 3 آبان‌ماه شایعه پیوستن اوز و بیرم به شهرستان لارستان شدت کرد. مردم گراش در واکنش به این گمانه‌زنی ابتدا در خیابان امام روبه‌روی حسینیه اعظم و بعد در بلوار سرداران روبه‌روی فرمانداری تجمع کردند.

در جلسه‌ای که در ابتدای شب در ساختمان شورای شهر گراش تشکیل شد، «خواست‌خدایی» فرماندار گراش با «زمان» مدیرکل تقسیمات کشوری استانداری فارس تماس گرفت. «زمان» گفت: تاکنون الحاق اوز و بیرم به لارستان ابلاغ نشده است و اگر قرار باشد ابلاغی انجام گیرد باید از این طریق باشد.

در ساعت ده و نیم در تجمع مردمی روبه‌روی فرمانداری پس از سخنان کوتاه سید عباس معصومی، اعلام شد که فردا برای اطمینان از باقی ماندن بخش‌های اوز و بیرم در شهرستان گراش، در اقدامی مردمی شهر گراش یکپارچه تعطیل خواهد بود.


5 دیدگاه

دسته لار, گراش

آیا از این آتش ، دود سفیدی بلند می‌شود؟

بحران تقسیمات کشوری وارد نهمین ماه خود شد و همچنان زاییده شدن نقشه نهایی شهرستان‌های لارستان و گراش به تصمیم دولتمردان تهران‌نشین بستگی دارد. تصمیمی که با وجود فوریت خود هر روز به تاخیر می‌افتد تا عوارض آن بیشتر شود.

در بی‌خیالی مرکزنشینان، گراشی‌ها و لاری در این چند ماه تا جایی که توانسته‌اند فاصله‌ی پانزده کیلومتری خود را نادیده گرفته و در حال فاصله گرفتن از یکدیگرند. فاصله‌ای که با گسترش آن بیم افتادن در دره‌ را بیش از گذشته می‌کند. در این نوشته ضمن بررسی وضعیت سیاسی موجود می‌خواهم از نظر خودم به این پرسش پاسخ دهم: چرا با وجود این که مردم و مسئولان هر دو شهر می‌دانند گریزی از یکدیگر ندارد با یکدیگر گفتگو نمی‌کنند؟

این سو

در کل منطقه‌ی لارستان از گذشته روحیه‌ی خوداتکایی و گریز از مرکز وجود داشته است. آنچه از زندگی در گراش آموخته‌ام از جنبه مثبت روحیه‌ی عزت نفس و از سوی دیگر ناتوانی در بیان خواسته‌هاست. این روحیه در انتخابات مجلس نیز به شکلی بروز داشت و مردم انتخاب حسنی را نه حاصل همکاری دیگر شهرها بلکه نتیجه‌ی تلاش خود می‌دانستند. در موقعیت سیاسی فعلی بعد از انتخاب حسنی در اسفندماه 1386 و البته تقویت موج اصول‌گرایی پس از آن، روح «ما می‌توانیم» در رفتارهای سیاسی و اجتماعی حلول کرد. تمام اتکا و توان سیاسی گراش در این مدت بر دو محور استوار بوده است نخست این که در سطح منطقه تنها بر توان سیاسی و اجتماعی خود شهر تکیه کند و در سطح بالاتر امیدوار باشد که دو عامل سابقه‌ي اصلاح‌طلبی مردم لار و از جنبه‌ی دیگر اصول‌گرایی مردم گراش کمک کند که دولتمردان اصول‌گرای فعلی رای خود را در کفه‌ی گراش بگذارند.

در نتیجه این تحلیل، استراتژی گراشی‌ها و نماینده‌ی گراشی مردم در مجلس این بود که هر چه بیشتر به دولت نزدیک شوند و تمام امتیازات خود را در کیسه دولت اصول‌گرا بگذارند. امید بیش از حد به تصمیم دولتیان باعث شد گراشی‌ها از جلب رضایت مردم و مسئولین بخش‌های اوز و بیرم غفلت کنند و این دو بخش چاره‌ای به جز نزدیک شدن به لار نداشته باشند.

دیگر سو

لاری‌ها که از خبر شهرستان شدن گراش در 12 بهمن 1389 شوکه شده بودند بعد از واکنش هیجانی نخستین به تدریج سعی کردند که از این تهدید، فرصتی بسازند و دیگ خواسته‌ی قدیمی استان لارستان را دوباره بار بگذارند یا این که حداقل بتوانند بخشی از آب رفته را به جوی بازگردانند و اوز و بیرم را در پیکره‌ی لارستان نگه دارند. لاری‌ها با توجه به ارتباطات سیاسی گذشته راحت‌تر می‌توانستند با شهرهای اوز و بیرم رایزنی کنند و سعی کردند خواسته‌‌های خود را با پشتوانه‌ی حضور گاه به گاه مردم تقویت کنند. حتی در مذاکرات با مسئولین مرکز نیز مذاکره‌کنندگان لاری بیش از هر چیز بر مردمی بودن خواسته‌های خود تاکید داشته‌اند. در این صورت‌بندی نقش رسانه‌ها پررنگ‌تر شده و برای تهیج افکار عمومی نیاز بود که صحبت‌نو و میلاد لارستان نقش فعال‌تری ایفا کنند. در واقع تمام تلاش مسئولین لار این است که حرف خود را از زبان مردم بگویند.

روی میزهای جداگانه

در واقع گراشی‌ها و لاری‌ها از آغاز روی دو میز جداگانه بازی می‌کردند و به همین دلیل بود که روبه‌روی یکدیگر قرار نمی‌گرفتند تا بشود گفتگو کرد. هر دو سوی ماجرا با موانع ذهنی تاریخی نیز در کلنجار هستند. برای گراشی‌ها با توجه به ذهنیت تاریخی منفی از لار اعتماد به لاری‌ها کاری سخت است همچنین لاری‌ها در سیاست‌ورزی دارای تجربه بسیار بیشتری هستند. اما در سوی دیگر برای غرور لاری‌ها سخت است بپذیرند که با گراشی‌ها به عنوان شهرستانی مستقل و هم ارز با خود به گفتگو بنشینند. برای آن‌ها هضم عنوان شهرستان گراش کاری زما‌ن‌بر است. این دید حتی نسبت به اوز و بیرم نیز وجود دارد آنان به اوز و بیرم نه به عنوان نیروهای مستقل سیاسی بلکه به عنوان بخشی از پیکره‌ی لارستان بزرگ و به عنوان تابع خود می‌نگرند.

دود سفید یا توپ در زمین حریف؟

در آخرین تحول ایجاد شده در منطقه، نیروهای موثر اجتماعی گراش یعنی نماینده مجلس، رییس شورا و امام جمعه گراش به نظر خودشان اولین گام را به سمت لار برداشته و خطاب به روحانیون به عنوان موثرترین نیروی اجتماعی لارستان، نامه‌ای نوشته‌اند. با توجه به جو بی‌اعتمادی موجودی و دورشدن تدریجی در ظاهر این حرکت می‌تواند یک گام مثبت برای نزدیک شدن به یکدیگر باشد. اما در همین نامه نیز همچنان دلخوری‌ها وجود دارد و به نظر می‌رسد بیش از پیش‌نهاد مذاکره، هدف انداختن توپ بازی در زمین حریف باشد. با توجه به این که چند ماه از اتهام اهانت گراشی به روحانیون لار می‌گذرد این نامه کمی دیرهنگام نوشته شده است. اما این امید وجود دارد که سرانجام دو طرف وارد یک زمین شده‌اند توپ بازی از زمین گراش به زمین لار شوت شده‌ است و باید منتظر ماند که آیا این توپ به صورتی برگشت داده می‌شود تا بازی شروع شود یا این که لاری‌ها همچنان گراشی‌ها را شایسته‌ی هماوردی نمی‌دانند.

در یادداشت پیشین گفتم «کسی غیر از خودمان نداریم.» هنوز هم معتقدم با وجود موانع ذهنی تاریخی، دلخوری‌های بجا و نابجا و عدم اطمینان از صداقت طرفین، بهترین و موثرترین راه‌حل این است کسانی که خود را بزرگان منطقه می‌دانند پای میز گرم مذاکره بنشینند و به جای این که بر آتش اختلاف بدمند به دنبال دود سفیدی باشند که نشانه‌ی پایان بحران باشد.

20 دیدگاه

دسته لار, گراش

اطلاعیه‌ی عجیب شورای شهر گراش

اطلاعیه‌ای عجیب امروز با امضای رییس شورای شهر در گراش توزیع شد. در آن رییس شورا از فرماندار خواسته است که برای پیشگیری از هر گونه عواقب ناگوار و غیر قابل کنترل ترتیبی اتخاذ گردد تا بدون فوت وقت این دغدغه به اطلاع کلیه ادارات و بانک‌ها در گراش رسیده و

کلبه کارمندان لاری ادرات گراش تا اطلاع ثانوی شهر را ترک کنند.

چند نکته در این اطلاعیه جالب است.

اول این که این تصمیمات معمولاً توسط شورای تامین گرفته می‌شود و معلوم نیست چرا شورای شهر مستقیماً موضوع را به شکلی شبیه به ابلاغ به فرماندار اعلام کرده است. تصمیمی که می‌تواند تبعات امنیت غیر قابل پیش‌بینی‌ای داشته باشد.

دوم این درخواست یا ابلاغ بسیار گنگ است و اصلاً منظور از کارمندان لاری مشخص نیست برخی از کارمندان سال‌ها ست در گراش ساکن هستند و یا برخی دیگر اهل شهر لار نیستند اما در محدوده‌ی لارستان قرار می‌گیرند.

سوم شورای شهر نمی‌تواند مستقیماً به ادارات این گونه دستوری بدهد به همین علت نامه به فرماندار نوشته شده است. اما چرا قبل از دستور فرماندار این اطلاعیه در شهر توزیع شده است؟

چهارم اصلاً صحیح نیست که دعواهای سیاسی را به سطح مردم بیاوریم. هر چند بهانه‌ی مسئولین گراش این خواهد بود که این گونه بازی کردن از شهر لار آغاز شده است اما صحیح نبود بی‌تدبیری آنان توسط مسئولین گراش تکرار شود.

پنجم چه کسی از مسئولین دولتی پاسخگوی هشت ماه عدم ثبات و بی‌برنامگی در جنوب فارس است؟

پانوشت: البته چند ساعت بعد موضوع این نامه از سوی شورا پس گرفته شد و قضیه دوباره مسکوت ماند.

8 دیدگاه

دسته لار, گراش

وبلاگ‌نویس بودن چطوری است.

پرینت بلیت را دادم دست مسئول صدور کارت پرواز فرودگاه لار، اسمم را دید و گفت: آقای خواجه‌پور وبلاگ‌نویس معروف؟

اولین باری بود که وبلاگ‌نویس بودنم بر دیگر جنبه‌های کاری غلبه می‌کرد. به ویژه این که فردی که نمی‌شناختم من را به عنوان وبلاگ‌نویس خطاب می‌کرد.

گفت: گاه وقتیا تند انویسش؟

گفتم: نه بابا مو دگه غلاف امکردن.

عجله داشتیم و مردم توی صف بودند.

گفت: لارآباد هم سر بِزَ.

گفتم: همیشه از ریدر اَخَنم.

3 دیدگاه

دسته لار, وبلاگی‌ها