بایگانی دسته‌ها: کتاب

حرف‌هایی درباره عکاسی

لذتی که حرف‌اش بود

شش تک‌نگاری درباره‌ی دیدن وزیستن

پیمان هوشمندزاده

تهران، نشر چشمه، ۱۳۹۴

۱۰۲ صفحه/ ۷۵۰۰ تومان

پیمان هوشمند‌زاده اول یک اسم بود زیر عکس‌های مجلات و روزنامه‌های آن روزها بیش از همه مرحوم ایران جوان، بعد می‌شد عکس‌هایش را در گوشه و کنار وب دید و نوشته‌های کوتاه‌اش. با «ها کردن» نشان داد داستان‌نویس خوبی هم است. یک جایی درباره هاکردن نوشته‌ام ولی نمی‌دانم کجاست و گم و گور شده.

برای دنبال کردن کارهای هوشمندزاده می‌توانید صفحه فیس‌بوک‌اش را دنبال کنید. (پیمان هوشمندزاده). این هم یکی از وبلاگ‌های اوست (چخوف منو ندیدی؟) داستان کوتاه دومنیکا را می‌توانید با صدای پیمان هوشمندزاده بشنوید. (در رادیو زمانه) (لینک صحیح فایل صوتی)

چرا این‌ها را معرفی کردم؟ چون معتقدم ارتباط با یک کتاب یادداشت تنها با داشتن یک رابطه شخصی با نویسنده و دیدگاه‌اش می‌تواند لذت‌بخش باشد وگرنه به جای یادداشت به سراغ کتاب‌های دیگر بروید.

«لذتی که حرف‌اش بود» یک داستان نیمه تمام است. هر چند قرار است که مفاهیمی از عکاسی خط اتصال بخش‌های کتاب باشد اما بیشتر حرف زدن و واکاوی خود به عنوان یک عکاس است. به همین نگاه است که من فصل «تن‌ترسه» با آن نام غریب‌اش را بیش از فصل‌های دیگر دوست داشتم.

من چاپ سوم کتاب در زمستان ۹۴ را خواندم. البته به چاپ‌های متعدد نشر چشمه اعتماد نکنید چون عادت دارند چاپ‌ها را تیراژ معدود بزنند. چاپ اول کار هم پاییز ۹۴ منتشر شده و کتاب تازه‌ای است هر چند تاریخ یادداشت‌ها مربوط به سال‌های ۸۹ و ۹۰ است.

Peyman Hooshmanzadeh.jpg

صفحه ۵۹ از فصل سکوت: چرا موقع دیدن عکس‌ها سکوت می‌کنیم؟ چرا همیشه، در لحظه دیدن عکس‌ها ساکت‌ایم؟ آیا این دو، عکس و سکوت، مکمل هم هستند؟ آیا ما با دیدن عکس‌ها آن‌ها را می‌خوانیم؟ و یا در عکس‌ صدایی هست که ما را مجبور به شنیدن و یا وادار به سکوت می‌کند؟

ما عکس‌ها را بیش از آن که ببینیم، می‌شنویم. عکس‌ها با زبان‌های بی‌نهایت متفاوتی شروع به حرف زدن می‌کنند. از خودشان می‌گویند، از مکان‌شان، از زمان‌شان، از ارتباط بین آدم‌ها و در نهایت از ما.

صفحه ۹۲ از فصل تن ترسه: تا جایی که یادم است کسی را ندیده‌ام که از شنیدن صدای ضبط شده‌ی خودش راضی باشد. هر چند آن صدا عین صدای خودمان است ولی نمی‌دانم چرا قبول این حقیقت تا این اندازه برای‌مان دشوار می‌شود. […] در فیلم خیلی بیشتر و در عکس کمتر؛ و تقریبا بدون استثنا آدمی را می‌بینم که هیچ ربطی به خودم ندارد و متاسفانه در بیشتر موارد از آن آدم که خودم باشم، متنفرم.

 

بیان دیدگاه

دسته کتاب, ادبیات

نگاهی به کتاب جامعه‌‌‌شناسی تاریخی ازدواج

جامعه‌شناسی تاریخی ازدواج

دکتر محمد مهدی لبیبی / لیدا حیدری ورنامخواستی

تهران- نشر علم- ۱۳۹۱

۳۵۶ صفحه – چاپ اول – ۱۶۵۰۰ تومان

توقع خیلی بیشتری از این کتاب به عنوان یک کتاب جامعه‌شناسی داشتم. اما در نهایت به نظر می‌رسد که یک کار علمی دانشگاهی که گردآوری از منابع مختلف است به شکل کتاب ساماندهی شده است. عنوان «آیین‌های ازدواج در ایران از خلال سفرنامه‌های شرق‌شناسان» می‌توانست عنوان دقیق‌تری برای این کتاب باشد. در عنوان به منبع اصلی بررسی یعنی سفرنامه‌ها اشاره نشده است.

دکتر محمدمهدی لبیبی که پیش از این بیشتر در حوزه جامعه‌شناسی رسانه فعالیت داشت به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر بر روی جامعه‌شناسی خانواده تمرکز کرده است و این کتاب هم در ادامه همین روند است. از نویسنده دوم هم کارنامه خاصی در اینترنت پیدا نکردم به جز پایان‌نامه ایشان: «مطالعه جامعه شناختی انتظار از ازدواج»، لیدا حیدری ورنامخواستی (1392)، کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران.

توقع داشتم در بخش‌های مختلف با یک بررسی تاریخی در نهایت نگاهی جامعه‌شناسانه به مفاهیم مرتبط با ازدواج داشته باشیم. کتاب در شش فصل تنظیم شده است. در فصل اول نویسنده درباره سفرنامه توضیح می‌دهد و در فصل ششم هم سفرنامه‌های معروف در مورد ایران را معرفی کند این بخش از نظر معرفی سفرنامه‌های مطرح فهرست خوبی است اما ارتباط مستقیمی با موضوع کتاب ندارد. این اطلاعات می‌توانست در درون فصل‌های دیگر و در زمان نقل قول از سیاحان آورده شده و نویسنده در مورد اعتبار مطلب نقل شده اظهار نظر کند.

این عدم مقایسه بین منابع مختلف و ساماندهی آن‌ها در چهار فصل دیگر نیز دیده می‌شود. فصل دوم: ازدواج در گذر زمان، فصل سوم: تحول مفهوم ازدواج، فصل چهارم: مراسم و مناسک ازدواج، فصل پنجم: خانواده، اقوام و اقلیت‌ها نام دارد. در تمامی فصل‌ها بیشتر با نقل قول مستقیم از منابع مختلف روبه‌رو هستیم. حتی گاهی یک مطلب در فاصله کمی تکرار شده است همانند نقل قول از دالمانی در صفحه‌های ۱۱۴ و ۱۱۷ این مساله نشان می‌دهد کتاب نیاز به یک ویراستاری قوی دارد.

نویسندگان از این دیدگاه حمایت می‌کنند که پدیده‌های مدرنیسیتی باعث تغییر فرآیند سنتی ازدواج شده‌اند و این مساله می‌تواند در نهایت برای جامعه خطراتی در پی داشته باشد. با همین رویکرد انواع ازدواج و سبک‌های زندگی غربی همانند ازدواج هم‌جنس رد شده یا از کنار آن عبور شده است و در مقابل در مورد روش‌هایی همانند چند همسری در ایران بیشتر منابع تایید‌کننده ذکر شده است.

روی جلد کتاب هم کمی گمراه‌کننده است. عکس یک ازدواج غیر ایرانی باعث شد گمان کنم با کتابی جامع در مورد مفهوم ازدواج از دیدگاه جامعه‌شناسی روبه‌رو هستم ولی در نهایت کتاب به طور کامل به ازدواج ایرانی از نگاه گردشگران غربی توجه داشت و حتی سیر تکاملی مفهوم ازدواج در دوره‌های مختلف تاریخی در ایران را نیز به صورت گذرا و چند صفحه، در کتاب وجود دارد.

حداقل می‌شد در نقل‌قول‌ها از منابع به دوره تاریخی منبع اشاره کرد تا مشخص شود هر کدام از مفاهیم و آیین‌ها مربوط به چه دوره تاریخی است. با توجه به منابع مورد استفاده نگاه نویسنده بیشتر معطوف به نیمه آخر دوره قاجار و پهلوی اول است.

به کتاب نگاه انتقادی داشتم اما باز هم کتاب از نظر گردآوری مجموعه‌ای از منابع تاریخی در مورد ازدواج قابل تامل و ارزشمند است. این گردآوری می‌تواند با بررسی تطبیقی و همچنین توجه به دیگر ساختارهای اجتماعی، جنبه جامعه‌شناسانه قوی‌تری پیدا کند.

1211149960494986431_144115524.jpg

گزیده‌هایی از کتاب

ص ۳۲ در مورد مفهوم ازدواج: برخی جامعه‌شناسان پس از بر شمردن «رابطه جسمانی»، «تخالف جنسی»، «پایایی» و «قرارداد اجتماعی» به عنوان چهار ویژگی اساس ازدواج، بر این باورند که این مفهوم ارتباطی را می‌سازد که در مقایسه با دیگر ارتباطات انسانی دارای جامعیتی بی‌نظیر است.

ص ۳۸: اگبرن و تی‌بیز در تعریفی جامع شش کارکرد اساسی خانواده را این گونه بر شمرده‌اند: تولید مثل Reproduction، محافظت Protection،‌ اجتماعی کردن Socialization، تنظیم رفتار جنسی Regulation of Sexual Behavior، عاطفه و همراهی Affection and Companionship و تعیین پایگاه اجتماعی Social Status. جامعه‌شناسان دیگر مثلا ناید هارت علاوه بر آن بر کارکردهای محافظت روانی از اعضا خانواده، کاهش و از میان بردن تنش‌ها و همچنین خانه‌داری و گذراندن اوقات فراغت تاکید کرده است.

ص ۵۲ تحول مفهوم خانواده: الیزابت بک و گرنسهایم بر این باورند که تحول عمیقی در نگرش افراد در زمینه روابط جنسی و جنسیتی روی داده و دیدگاه انسان‌های امروزی در مورد نوع و میزان ارتباط آن‌ها با فرزندان‌شان به گونه‌ای تغییر پیدا کرده که آنان بیشتر به فکر مسائل و مشکلات شخصی بوده و برای خود حق تعیین سرنوشت قائلند، این همان پدیده است که بسیاری از جامعه‌شناسان از آن تحت عنوان فردگرایی افراطی یاد کرده‌اند.

ص ۸۵ سن ازدواج: نزدیکی سنی یکی از بنیانی‌ترین عوامل در ازدواج است. به طوری که همسانی سنی را باید به عنوان یک عامل مهم در همسان همسری دانست. در سال‌های اخیر با توجه به تغییرات جمعیتی که در کشور روی داده است توصیه شده تا پسران با دختران هم‌سن خود ازدواج کنند و صرفاً به دنبال ازدواج با افرادی کم سن‌تر از خود نباشند. بسیاری از تحقیقات نیز نشان می‌دهند ازدواج هم‌سن‌ها از دوام و پایداری برخوردار بوده و باعث ایجاد مشکل نمی‌شود، مگر آن که این ازدواج‌ها در سنین بسیار پایین یا بسیار بالا اتفاق بیافتد.

ص ۸۶ بازار ازدواج: از نظر گود جریان همسرگزینی به نظام بازار شباهت بسیاری دارد. این نظام در جوامع مختلف متفاوت بوده و به ناظر معامله و قواعد مبادله و ارزیابی کالا بستگی دارد. در واقع شکل انتخاب همسر اگر چه یک امر اجتماعی و فرهنگی است درست همانند یک نظام اقتصادی عمل می‌کند.

ص ۹۱ افزایش تاثیر عشق: بر خلاف گذشته در جوامع فردگرا الگویی دیگر از همسرگزینی به نمایش گذاشته می‌شود. الگویی که فردگرایی پایه و عنصر اصلی آن را تشکیل می‌دهد. عشق به عنوان عنصری در همسرگزینی که در اغلب جوامع گذشته مرسوم نبود، کم‌کم متداول می‌شود «در بسیاری از جوامع و در دوره‌های طولانی ازدواج به عنوان عشق رمانتیک بین زن و مرد نبود. در این مفهوم پس از دوران صنعتی شدن و رفاه اقتصادی رایج شد. اما امروزه می‌توان گفت پایه و اساس ازدواج در جوامع غربی عشق رمانتیک است.» (جین ریبنز مک‌کارتی/ مفاهیم اساسی در مطالعات خانواده)

ص ۱۷۰ عروس مطلوب به روایت جعفر شهری:‌ عروس باید در همه این زمینه‌ها مورد پسند واقع می‌شد، به این صورت که مویش بلند و صورت‌اش گرد و بینی‌اش قلمی و ابروانش کشیده و پر و پیوسته و دهانش غنچه‌ای و لبانش نازک و گردنش کشیده و گوش‌هایش کوچک و چشمانش درشت و پوستش سفید و رنگش سرخ و سفید و مچ وایش پر و کمرش باریک و سینه‌اش فراخ و شکمش فرورفته و نافش فنجانی و قدش بلند و اندامش گرد و خوش‌تراش و دست و پایش کوچک باشد. ضمنا دهانش خوشبو و راه رفتنش کبک‌وار و مشی قاطر و راه رفتن شتر که محکم پا به زمین کوبیده و دولا دولا راه برود نداشته باشد.

ص ۲۸۳ تعریف خرافات: اینگرسول عقیده دارد خرافات بر نادانی استوار است و زیر ساخت آن باوری است که بر امیدهای واهی شکل گرفته است. پارتو معتقد است خرافات به قوای مرموز و سحرآمیزی مربوط است که از دنیای تخیلات منشا گرفته، با فرهنگ آمیخته شده و توسط اعضای جامعه به عنوان یک امر طبیعی مقبولیت یافته است.

پس‌نوشت: کتاب را در جشنواره فیلم فجر سال ۹۴ در کتابفروشی چشمه برای محمد امین نوبهار خریدم. این بهانه که باید کتاب را برای عیدی تحویل بدهم باعث شد در دو روز اول سال ۱۳۹۵ بخوانمش.

 

 

 

 

بیان دیدگاه

دسته کتاب

کتاب‌هایی که به مقصد رسید

کیمیا دو سال و نیم را رد کرد و حالا می‌تواند کتاب را در دست‌هایش بگیرد و آن‌ها را احساس کند. کتاب‌های بچگی‌ام در یکی از کمدها خاک می‌خورد حتی فاطمه هم از آن خبر نداشت را در می‌آورم تا کیمیا خودش انتخاب کند. با تعجب به «فیل و فنجانٍ» نیمه نقاشی شده نگاه می‌کنند. این کتاب‌ها را با چنگ و دندان حفظ کرده‌ام اما حالا شاید کیمیا ورق ورق‌شان کند تا روی آن نقاشی بکشد. روزگاری روی کتاب‌هایم خیلی غیرتمند بودم. اما حالا یک جورهایی احساس می‌کنم کتاب دیگر آن ابهت‌اش را ندارد. کتاب‌های کودکی من به مقصدشان رسیده‌اند.  پیشتر از این که این کتاب‌ها از کجا آمده‌اند نوشته‌ام.

بچه‌های گراشی درباره کتاب و کتابخوان شدن نوشته‌اند. من قبلاْ نوشته بودم: «کتاب‌هایی که من را بزرگ کردند» و این هم مجموعه نوشته‌هایم درباره کتاب

۱ دیدگاه

دسته کیمیا خواجه‌پور, کتاب

تاریخ، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و رسانه کنار هم

اول واقعیت‌اش را بخواهید خیلی وقت است کتاب درست و حسابی نخوانده‌ام. البته این را با شرمندگی و توجیهات اضافی باید عرض کنم. دوم قضیه صفحه‌آرایی نشریه برای من مثل شب امتحان است که وقت نوبت صفحه‌آرایی برسد تمام کارهای نکرده و علاقه‌مندی‌های ناچشیده عود می‌کند. از دیدن فوتبال تا فعال شدن در شبکه‌های اجتماعی و گیم بازی کردن.

امشب که نوبت به صفحه‌آرایی شماره هشتم افسانه گراش رسیده بود لینک کتاب تاریخ اجتماعی رسانه‌ها؛ از گوتنبرگ تا اینترنت را دیدم که تازه منتشر شده است. مدرسه همشهری لینک بخش درآمد را گذاشته بود. با جور بودن شرایط درآمد کتاب را خواندم و اگر کتاب در دسترس بود به سبک شب امتحانی دو سه فصل اول را می‌خواندم.

کتاب چندین بخش از علاقه‌مندی‌های من را پوشش می‌داد. تاریخی بودن متن آن را شیرین کرده بود. جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی به آن دیدگاه داده بود و موضوع رسانه هم آن را تخصصی و به درد بخور کرده بود. برخی از ایده‌ها و روش‌های مطرح شده بارها ذهنم را درگیر کرده بود.

کتاب در بررسی تاثیر رسانه‌های دید تطبیقی دارد. سعی می‌کند وضعیت‌ها پیش آمده را یک وضعیت نوظهور و خاص نبیند و آن را با موارد مشابه در گذشته زندگی اجتماعی مقایسه کند. همین مساله دیدگاه انقلابی و برشی را کاهش داده است. هر تحولی به صورت تدریجی و با پرداختن به ریشه‌های آن دیده شده است و به این شکل هیجان‌زدگی از ورود فن‌آوری‌های جدید به خوبی نقد شده است.

یکی از تاکیدهای من همیشه این بوده که ما در وضعیت خاصی نسبت به گذشته بشری نیستیم یک نقطه از سیر تحولات مداوام هستیم. کتاب سعی دارد تحولات متداوم را رصد کند و از نگاه مقطعی دوری کند. دیدگاهی دیگر که کتاب پسندیدم به نگاهی انتقادی به مفاهیمی همواره مثبت همانند سواد و پیشرفت بود که می‌تواند در درک دید ما نسبت به دیگران کمک کند.

امشب با خواندن این مقدمه گذاشت تا برسیم به شبی که کتاب «تاریخ اجتماعی رسانه‌ها؛ از گوتنبرگ تا اینترنت» را بخوانم. شبی که شاید هیچ وقت نرسد. مثل همه وعده‌های شب امتحان

HamshahriPublications-ASocialHistoryOfTheMedia-ch1[1]

۱ دیدگاه

دسته کتاب, رسانه

امیر آبادان

معمولاً هر وقت صحبت از دفاع مقدس می‌شود آنقدر بسیجی‌ها حضور پر رنگی داشته‌اند که کمتر از ارتش و نیروهای رسمی که وظیفه اصلی و کارها آن‌ها دفاع از مرزهاست یاد می‌شود. این مساله در یادواره‌ها و فعالیت‌های فرهنگی و خاطرات هم ادامه یافته است. بین ارتش هم نیروی هوایی بیشتر توی چشم بوده در حالی که در سال‌های جنگ بخش عظیمی از بار جنگ روی دوش ارتش و نیروهای آن بوده. متاسفانه آمار دقیقی درباره شهدای وظیفه و کادر ارتش ندارم.

امیر آبادان خاطرات امیر سرتیپ جانباز منوچهر کهتری است. کهتری در زمان جنگ فرمانده گردانی در تیپ خراسان بوده و از اولین نیروهایی است که به جبهه اعزام می‌شود. بعد از سقوط خرمشهر، او با فرماندهی گردان 153 از لشكر 77 خراسان از سقوط آبادان جلوگیری کرد و بعد یک سال این شهر را در برابر محاصره و هجوم دشمنان حفظ کرد.

کتاب می‌توانست خیلی بهتر نوشته شود اما به عنوان یک نمونه از شجاعت‌های ارتشی‌ها کسانی که به موضوع دفاع مقدس علاقه‌مند هستند بد نیست آن را بخوانند.

کتاب با جمله مقام معظم رهبری که همچنان شجاعت‌های آن گردان را به یاد دارد شروع می‌شود. «تجاوز که آغاز شد» مجموعه خاطراتی است که سید محسن علامه از روزهای نخست هجوم عراق گردآوری کرده است. مقام معظم رهبری در زمان مطالعه کتاب حاشیه‌ای بر آن نوشته است که نشان از جایگاه منوچهر کهتری در میان رزمندگان جنگ دارد. مقام معظم رهبری مرقوم کرده‌اند:

در این ماجرای مهم و تعیین‌کننده یک گردان از ارتش نیز نقشی بسیار اساسی داشت و فرمانده‌ی آن به نام سرهنگ کهتری همان روزها به خاطر مقاومت شجاعانه و فداکارانه‌اش خیلی معروف شد. کاش از این‌ها هم در این نوشته یادی شده بود.

کتاب امیر آبادان را می‌توانید از سایت آجا رایگان دانلود کنید. سایت آجا را عقدیتی سیاسی ارتش راه‌اندازی کرده و تا حالا 15 کتاب از حدود 150 کتاب این انتشارات امکان دانلود دارد.

یک خاطره از 54 خاطره‌ی کتاب را برای شما می‌گذارم که اگر خواستید به سراغ بقیه خاطرات در خود کتاب بروید.

چرا شکست حصر آبادان را ثامن‌الائمه نامیدند؟

مسئولان نظامی در قرارگاه عملیاتی دور هم نشسته بودند، هر کسی اسمی را برای عملیات پیش‌نهاد داد.

چون هسته اصلی عملیات و نیروهای عمل‌کننده را لشکر 77 پیاده خراسان عهده‌دار بود و از آنجایی که موقعیت سرزمینی لشکر مشهد مقدس بود (سرزمینی که به نام ثامن‌الائمه شناخته می‌شود) همگی بر این قول متفق شدند که نام عملیات را ثامن‌الائمه بنامند.

انتخاب این نام نیروهای عمل‌کننده را جانی تازه بخشید. سرهنگ کهتری که از مریدان و دلبستگان علی به موسی‌الرضا علیه‌الاسلام بود، عهد بست با نیروهایش کاری کند کارستان تا هم نام امام هشتم و هم لشکر 77 در اوراق زرین تاریخ دفاع مقدس بماند که ماند.

2 دیدگاه

دسته کتاب

عامل انحراف

یکی از دوستان قدیمی اهل کتاب است به قول خودش بیش از آن که کتابخوان باشد کتاب‌ دوست است و کتاب‌های خوبی دارد. البته شغل‌اش هیچ ربطی به کتاب ندارد. من هم در شروع کتابخوانی خیلی از کتابخانه او کمک گرفته‌ام. این دوست قدیمی البته گاهی سرکی در سرگرمی‌های ممنوعه می‌کشد. یکبار که رفته بودم سری بزنم دیدم کتابی در دست دارد و می‌خندد وقتی اصرار کردم حکایت‌اش را گفت

می‌گفت ظهر خانه نشسته بودم که دیدم یک نفر به شدت در می‌زند. در راه که باز کردم یکی از آدم‌های فرهنگی قدیمی شهر دم در بود. عصبانی بود و خشمناک

-: تو پسر منو از راه به درد کردی. اون نمی‌فهمه تو چرا این کار را باهاش کردی؟

دوستم می‌گفت هاج و واج مانده بودم که این پدر چه چیزی از پسرش گرفته است که من لو رفته‌ام.

-: چرا بوف‌کور رو دادی بچه 15 ساله بخونه. فکر کردی اگه خودکشی کرد تو مقصری؟

بوف‌کورش را پس می‌دهد و می‌رود. خلاصه دوستم نفس راحتی می‌کشد که خلاف دیگری لو نرفته است.

حالا هر وقت جایی چیزی درباره صادق هدایت می‌خوانم آن گفتگو برایم مجسم می‌شود و این که کتاب‌ها چقدر می‌تواند خطرناک باشند.

7 دیدگاه

دسته کتاب

عکس‌های یادگاری با کلمات

وقتی که دور از جریان ادبی باشی، نوشتن روز به روز سخت‌تر خواهد شد. این جور وقت‌ها مجبوری برای زنده نگه داشتن قلم خود بنویسی و بیشتر بنویسی، از هر چیزی.

مجید حلاجی داستان‌نویسی است که در شهر اوز زندگی می‌کند. پیش از این درباره‌ی ستاره‌های شش‌پر نوشته بودم. حلاجی در آن کتاب نشان داد که دوست دارد تجربه‌های تازه‌ای در نوشتن داشته باشد. کار تازه‌ی او «تابی برای بیتا» نام دارد.

«تابی برای بیتا» 92 نوشته‌ی خیلی کوتاه است که در 100 صفحه تنظیم شده است. این مجموعه را حلاجی به صورت اینترنتی منتشر کرده است. داستانک‌هایی که به روانی و سرعت می‌شود آن را خواند.

داستانک‌های مجید حلاجی

تابی برای بیتا


کوتاه، کوتاه و کوتاه‌تر

سرعت یک از شاخص‌های زندگی امروز است که گریزی از آن نیست. ادبیات و هنر نیز چیزی جز بازتاب و روایت همین زندگی‌ای که در آن هستیم، نیست. جریان کوتاه شدن اندازه‌ی نوشته‌های ادبی از سال‌های دهه هفتاد میلادی شروع شد و در دهه نود اوج گرفت. سبکی که به عنوان «مینی‌مالیسم» می‌شناسیم تنها به کوچک بودن اندازه‌ی اثر تاکید ندارد بلکه در «مینی‌مالیسم» به دنبال ایجاز و فشرده کردن کار هستیم. بخواهیم به زبان کامپیوتر صحبت کنیم. «مینی‌مالیسم» کات کردن نیست بلکه زیپ کردن و فشرده‌سازی است. آثار هنری به شکل زیپ شده به خواننده عرضه شده و باید در ذهن مخاطب باز شود اگر این اتفاق در ذهن شکل نگیرد آنچه به آن روبه‌رو هستیم «مینی‌مال» نیست.

با رسیدن به دوران وب و انفجار اطلاعاتی «مینی‌مالیسم» بیش از گذشته با اقبال روبه‌رو شد. البته «مینی‌مالیسم» در دوره‌ی جدید خود در ترکیب با چند رسانه‌ای (مولتی‌مدیا) قرار دارد یعنی ایجاز همراه با تنوع. شما باید حرف خودتان را در کمترین زمان ولی با بهترین وسیله بزنید.

حلاجی در کتاب به خوبی ضرورت کوتاه بودن را احساس کرده است و هیچ‌کدام از داستانک‌های او بیش از 66 کلمه نیست ولی با این وجود در فضاسازی و شخصیت‌پردازی برخی از داستان‌ها تکرار یا اطناب وجود دارد که از ارزش‌های «مینی‌مالیستی» ‌اثر می‌کاهد. استفاده از مولتی‌مدیا به عنوان همزاد دیگر می‌توانست روح تازه‌ای به این نوشته‌های خواندنی بدهد.

خاطره یا داستان؟

گسترش فن‌آوری باعث شده است که تقریباً همگان ابزار لازم برای بیان هنری را در اختیار داشته باشند. در عصر ما عرضه کار هنرمندانه بسیار مشکل‌تر شده است. زیرا مخاطبان با حجم بیشتری از اطلاعات روبه‌رو هستند.

عکاسی نخستین هنری بود که با این چالش برای تشخیص روبه‌رو شد با به وجود آمدن دوربین‌های شخصی مرز میان عکاسی هنری و عکس خانوادگی لغزنده‌تر از پیش شد. گاهی در میان عکس‌های خانوادگی می‌توان نمونه‌های درخشانی از عناصر هنری را یافت. اما آن چیزی که در عکس‌های خانوادگی ارزشمند است نه عناصر هنری بلکه خاطره‌ای است که در پشت عکس‌ها وجود دارد و از این طریق فرد با عکس مرتبط می‌شود.

با ظهور وبلاگ‌نویسی و ساده شدن انتشار نوشته‌ها این اتفاق در دنیای ادبیات نیز روی داد. البته نباید از این اتفاق ترسید. پیش از این کسانی مثل اندی وارهول سعی کردند مرز میان هنر – ناهنر را از بین ببرند. اما همچنان این مرز هر چند کمرنگ‌تر از گذشته وجود دارد.

اگر به مجموعه‌ی «تابی برای بیتا» برگردیم برخی از داستانک‌های مجموعه که بیشتر بر پایه‌ی تفاوت شناختی پدر و بیتا بنا شده‌اند قابل تامل‌تر است. اما برخی از داستانک‌ها به ویژه آن‌هایی که با تکیه بر لغزش‌های زبانی شکل گرفته است بیشتر شبیه خاطره است. گویی نویسنده اینجا نتوانسته است از نقش پدر بودن خویش فاصله بگیرد و سعی کرده است با کلمات از کودک خود عکس یادگاری بگیرد تا این خاطره را برای خود و او جاودان کند. قصد من اینجا ارزشگذاری میان خاطره و داستان نیست هر دوی این‌ها دارای ارزش‌های خاص خود از نظر فرهنگی هستند. اما اگر بخواهیم با ملاک‌های ادبی برخورد کنیم (برای این که مجموعه را داستانک بدانیم) برخی از نوشته‌های کتاب فاقد این ارزش‌های ادبی است.

همان‌گونه که عشق بزرگترین آثار ادبی را ساخته است همان چیزی که عشق می‌گوییم سطح پایین‌ترین آثار ادبی را نیز تولید کرده است. شاید در اینجا عشق پدر-فرزندی باعث شده که نویسنده نتواند ملاک‌های ادبی را مدنظر قرار داده و با دیدی نقادانه داستانک‌ها را گزینش کند.

قابل ستایش

با وجود این مجموعه‌ی «تابی برای بیتا» از این نظر که نویسنده به خوبی به مرزهای «مینی‌مالیسم»‌ نزدیک شده است، قابل توجه است. من کتاب را از این نظر دوست داشتم که در آن شور کسی را می‌دیدم که می‌خواهد شلعه‌های ادبیات و نوشتن را از شر بادهای روزمرگی زندگی حفظ کند و این البته قابل ستایش است.

کتاب را در گوگل داک گذاشته‌ام هم می‌توانید ببینید و هم دانلود کنید. شاید بعد از بحث در انجمن شاعران و نویسندگان گراش نکات دیگری هم به این یادداشت افزوده شد.


3 دیدگاه

دسته کتاب, گراش, ادبیات