بعضیها معتقدند در یک زمان خاص یک اتفاق خاص میافتد. مثلاً همین قضیه 11/11/11 و ساعت 11/11 که اسباب سرگرمی ملت است. یا تاریخهای مختلف پایان جهان که اتفاقاً همهاش هم روند است. اما برای من قصه جور دیگری است. به این جور چیزها باور ندارم.
اگر به تاریخ گاهشماری نگاه کوتاهی بیاندازید میبنید آنقدر تقویمهای مختلف وجود دارد و تقویم موجود را دستکاری کردهاند که معلوم نیست امروز که جمعه است اصلاً جمعه باشد. در هزارههای پیشین ممکن بود تا یک ماه را هم برای درست کردن تقویم حذف یا اضافه کنند. در تقویم میلادی این بگیر و بندها تا سال 1725 ادامه داشت و در این سال بود که تقویمهای میلادی با هم منطبق شد. با این جنگ و دعواها 11/11 که امروز است میتوانست دیروز یا پریروز یا حتی یک ماه قبل باشد.
برای ما مسلمانان این درگیری با تقویم قمری بیشتر مشخص است. مثلاً در حالی که چپ و راست ما یک روز را عید فطر یا عید قربان میدانند ما روز بعدش را جشن میگیریم و معتقدیم این روز عید است و فضلیتهای خاص دارد. کار البته ممکن است بیخ بیشتری داشته باشد و اصلاً ماهی که داریم روزه میگیریم رمضان نباشد. این مقاله را بخوانید جالب است و البته این مجموعه مقالات. بعضیهای معتقدند که تقویم زمان پیامبر (ص) خورشیدی بوده و بعد در زمان خلیفه دوم این تقویم قمری شده است به خاطر همین کل مناسبتهای دینی جا به جا شده است. در فرهنگ عامه حکایتی است که میگویند ناصرالدینشاه کل یک سال را هر شب عبادت کرد که یک از شبها شب قدر باشد و فضیلت آن را از دست ندهد.
گاهشماری و تقویم همانقدر که موضوعی مرتبط با فیزیکی و نجوم است مسالهای فرهنگی است. خیلی از این مناسبتها بیشتر برای این است که آدمها بهانهای برای دور بودن و کنش اجتماعی داشته باشند و خیلی ربط به اوضاع سماوی و قمر و شمس ندارد. به خاطر همینهاست منی که چندان اجتماعی نیستم ترجیح میدهم به جای مناسبتهای تقویمی مناسبتهای شخصی خودم را داشته باشم.





